شنبه , ۲۱ دی ۱۳۹۸

نقش خطاهای شناختی در کاهش عملکرد ورزشکاران


خطاهای شناختی که می تواند منجر به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و در نهایت کاهش عملکرد و حتی افزایش آسیب های ورزشی در ورزشکاران شوند عبارتند از:

امروزه بسیاری از افرادا در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند.

عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین می داند. شاید بسیاری از گرفتاری های ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها  باشد. به نظر می رسد افسردگی، بی قراری، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما مرتبط با خطاهای شناختی است.

خطای اول: تفکر هیچ یا همه چیز

  • همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست.
  • رضایت از حضور در مسابقه فقط با اول شدن حاصل می شود و گرنه نه!

خطای دوم:تعمیم مبالغه آمیز

  • هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف میکنید.
  • ورزشکاری که بخاطر باخت اخیر خود، کل زندگی اش را زیر سوال می برد و خود را بازنده می نامد.

خطای سوم: فیلتر ذهنی

  • تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت ها را تار می بیند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش میکنید.
  •  شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند.
  •  به خاطر طرز بازی خوب در زمین تشویق می شوید، اما در این میان کسی کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد از شما می گوید. روزهای مدید در حالی که همه گفته های مثبت را فراموش می کنید، تحت تاثیر این تک انتقاد رنج می برید.

خطای چهارم: بی توجهی به امر مثبت

  • با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید.
  • کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید، می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد.

خطای پنجم: نتیجه گیری شتابزده

  • بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید.
  • ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند.
  •  پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

خطای ششم: درشت نمایی

  • از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند.
  • به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند.
  •  به طور مثال ورزشکاری دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند.

خطای هفتم: استدلال احساسی

  • افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد.
  •  به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».
  • « یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.»

خطای هشتم: باید ها

  • انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید.
  • خیلی ها میخواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها  باعث می شوند که افراد درست برعکس آن را انجام دهند.

خطای نهم: برچسب زدن

  • برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است.
  •  به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند.
  •  برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است.
  •  وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش

  • در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد میکند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است.
  •  وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت «این نشان می دهد که من مادر بدی هستم».
  •  شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود.
  • بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.

اگر به عنوان ورزشکار فکر می کنید یکی از این خطاهای شناختی در شما فعال است و عملکرد ورزشی شما را تحت تاثیر قرار داده است، حتما به روانشناس تان مراجعه نمایید تا این خطاها را بشناسید و حل نمایید.

نرگس سادات احدی/ کارشناس ارشد روانشناسی ورزشی، کارشناس کمیته روانشناسی فدارسیون پزشکی ورزشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *